سير تكاملي سلاح هاي جنگي:

گرزها و چكش ها:

گرزها ، گرزهاي زره‌شكن و چكش‌ها را بايد قديمي‌ترين سلاح به حساب آورد انسان مي‌توانست آنها را در دستان خود بگيرد و از طرف ديگر نمي‌شكستند و اجزايي نداشتند تا از كار بيفتد . چماق يا گرز از قديمي‌ترين نوع سلاح‌ها است . چماق‌هاي اوليه در واقع قلنبه‌هايي از سنگ بود كه از زمين برمي‌داشتند و انسان ماقبل تاريخ از آن به عنوان ابزار و سلاح استفاده مي‌كرد از گرز براي خرد كردن دانه‌هاي خوراكي و نيز براي شكار حيوانات و جنگ با دشمن هم بهره مي‌بردند.

با استفاده از فلز ، گرز ساده ،‌ به گرز زره‌شكن تبديل شد سر گرز زره‌شكن ،‌ سنگين و گل ميخ‌دار يا نوك تيز بود . از اين خاصيت براي كوبيدن و خرد كردن سپر يا زره دشمن استفاده مي‌شد . همچنين سربازان پياده يا سوار از آن براي جنگ تن به تن استفاده مي كردند . امروزه در مجلس نمايندگان ايالات متحده از يك چماق كوچك زره‌شكن از جنس عاج و طلا به صورت تشريفاتي استفاده مي‌شود . در بريتانيا هم عصاي سلطنتي كه ملكه در مراسم خاص در دست مي‌گيرد در واقع نوعي گرز زره‌شكن به شمار مي‌رود .



تبرها و سلاح‌هاي پرتابي:

انسان تبر را با داخل كردن سنگ چخماق تيز به درون شاخه‌هاي شكافدار يا چنگالدار درست كرد و وقتي هم نحوه استفاده از آهن و فولاد را آموخت تبرهاي تيزتر و قوي‌تر توليد كرد . تا فرا رسيدن عصر آهن ،‌ سرتبرها را چنان قالب مي‌دادند تا حفره داشته باشد و دسته تبر در آن جا بيفتد . مدتي بعد هم تيغه تبر را چكش‌كاري مي‌كردند تا لبه آن تيز شود . امروزه هنوز هم تبر را بر همين منوال مي‌سازند .


 

فلاخن‌ها ،‌ تير و كمان‌ها و كمان‌هاي زنبوركي: 

پرتابگر يا فلاخن‌ها از جمله كمان بلند زنبوركي سلاحي دور از دشمن است . اين موضوع به جنگجو اجازه مي‌‌داد به دشمن حمله كند و در همان حال دور از دسترس او باقي بماند . در نبردهاي دريايي قديم از پرتابگر‌ها استفاده مي‌كردند . انبوهي از سلاح‌هاي پرتاب كننده سنگ را در « قلعه ميدن» واقع در « دورست» انگلستان كشف كرده‌اند كه در آنجا مدافعان سلتيك زبان ، در سال 44 ميلادي با رومي‌ها جنگيده‌اند . كمان در زمره قديمي‌ترين سلاح‌هاي دنيا است . نقاشي‌هاي غاري عهد قديم متعلق به 10000 و 5000 سال ق.م در كاستلون اسپانيا تصاويري از انسان‌ها را نشان مي‌دهد كه در جنگ از كمان استفاده كرده‌اند . در دانمارك كمان‌هايي متعلق به 2000 تا 1500 ق.م و در مصر به حدود 1400 ق.م پيدا كرده‌اند .


 

شمشيرها ، شمشيرهاي بلند و شمشيرهاي هلالي: 

شمشير كه از قديمي‌ترين سلاح‌هاي دنيا است اكنون به صورت مظهري براي مقام افسري در مراسم رژه‌هاي نظامي درآمده است . انسان از ابزارهايي به شكل شمشير در كارهاي مزرعه و علف‌چيني استفاده كرد اما در آنها مثل وسايل مشابه تغيراتي دادند تا مناسب جنگ شود . شمشيري موسوم به كوكوي ساخت نپال سلاحي قديمي است كه امروزه همچنان مورد استفاده سربازان گروه سواره در ارتش بريتانيا مي‌باشد . تيغه پهن و خميده براي بريدن شي‌ء و حتي حفر زمين مناسب است و در عين حال سلاح بسيار خوبي هم در جنگ تن به تن به شمار مي‌رود . شمشيرهاي قديمي را بيشتر براي شكافتن و نه ضربت زدن به كار مي‌برند . قرن‌ها در اروپا تيغه شمشيرها را كوتاه و مستقيم مي‌ساختند كه نوك باريك داشت و تيغه آن دو لبه بود . اين شمشير را در ابتدا از مفرغ و بعداً از آهن و عاقبت از فولاد ساختند . رومي‌ ها شمشيري كوتاه از جنس فولاد به طور حدود نيم‌متر موسوم به شمشير گلادياتور توليد كردند . اين سلاح به دشنه‌اي بلند با تيغه پهن شباهت داشت . واژه گلادياتور يعني كسي كه در سيرك‌ها يا استاديوم‌هاي رومي مي‌جنگيد . كلمه گلادياتور از همين واژه اقتباس شده است .

شهسواران و جنگاوران غربي در طول جنگ‌ هاي صليبي فنون ساخت شمشير را از مسلمانان آموختند . اين موضوع منجر به ساخت شمشيرهاي عالي در غرب شد . جنگاوران خاورميانه‌اي شمشيرهاي منحني موسوم به شمشير خميده را به كار مي‌بردند . طول اين نوع شمشير بلند بود و تيغه‌اي باريك و بسيار تيز داشت .


 

سلاح‌هاي آتشين قديمي: 

سلاح آتشين به آن نوع جنگ‌افزارهايي مي‌گويند كه در آنها از باروت و گلوله استفاده مي‌شود . تاريخ ساخت اولين نوع سلاح‌هاي آتشين در غرب به اوايل سده پانزدهم ميلادي باز مي‌گردد اين گونه سلاح‌ها مثل توپ‌هاي كاليبر كوچك عمل مي‌كردند و آن قدر سبك بودند كه سربازان پياده يا سواره هم مي‌توانستند آنها را حمل كنند . سلاح‌هايي از اين نوع به پرتاب كننده فشفشه‌هاي دستي كه امروزه براي دادن علامت خطر در دريا به كار مي‌برند خيلي شبيه بودند و لوله كوتاهي داشتند كه به قبضه متصل مي‌شد .

طول سلاح‌هاي مرسوم تا اواخر سده پانزدهم و اوايل سده شانزدهم با داشتن لوله و تفنگ و قنداق به حدود 165 سانتيمتر مي رسيد . قنداق ، لوله فلزي را در خود جاي مي‌داد و محكم مي‌گرفت و تيرانداز موقع شليك ته قنداق را در انحناي شانه خود مي‌گذاشت .

تفنگ شمخال سلاح بزرگتري بود كه غالباً آن را روي سه پايه ساده‌اي به كار مي‌بردند و معمولاً دو خدمه داشت كه يكي هدف‌گيري مي‌كرد و ديگري يك فتيله نوك تيز و شعله‌ور را دم سوراخ يا منفذ لوله مي‌گرفت . سربازاني كه اين نوع سلاح‌هاي سنگين را حمل مي‌كردند مشتاق بودند تا صنعتگران سلاح‌هاي سبك‌تر و راحت‌تر بسازند . آنگاه اولين پيشرفت در ساخت تفنگ‌ هاي فتيله‌اي حاصل شد براي شليك اين تفنگ از فتيله يا رشته آغشته به ماده شيميايي به اسم شوره يا نيترات پتاسيم كه آرام آرام مي‌سوخت استفاده كردند . رشته را پيرامون يك دستك يا اهرم خميده مي‌پيچيدند .


 

زره‌‌ها:

جنگجويان زره را براي حفاظت سر و گردن و چشم و سينه مي‌پوشيدند . زره‌هاي قديمي از جنس مفرغ بود اما بعداً از فولاد استفاده كردند . جنگاوران ژاپني زره‌هايي ار جنس چوب خيزران بر تن مي‌كردند لكن پوشيدن آن با مشكلي همراه بود ، از يك طرف مي‌بايد آن قدر ضخيم يا سنگين باشد تا جنگاوري كه آن را مي‌پوشد مصون بماند و از طرف ديگر هم مي‌بايد آن قدر سبك مي‌بود كه مانع سهولت حركت نشود و جمع اين دو خاصيت قدري دشوار بود . يونانيان عهد باستان نخستين قومي بودند كه زره مفرغي بر تن كردند و از آن براي محافظت بازو ، پا و سينه استفاده بردند . لژيونرها يا سپاهيان رومي ، زره رزمي مي‌پوشيدند كه سينه ، شكم ،‌پشت و شانه آنان را محافظت مي‌كرد و با اين وسيله ريه ، قلب و عروق مهم خوني گردن ايشان از گزند مصون مي‌ماند . بازو و پاي جنگاور رومي بدون پوشش بود لكن به سهولت مي‌توانست حركت كند و بدود .

يكي از روش‌هاي ارزان قيمت براي درست كردن زره آن بود كه صفحات فلزي را به لباس بلند يا لباده لايي‌دار مي‌دوختند . تا فرارسيدن ايام نبرد هاستيگنز در انگلستان اشراف جنگجو و سربازان از زره زنجيري يا خفتان به هم متصل شده براي محافظت استفاده كردند . اين زره يا خفتان جنگجو را در برابر ضربات شمشير و پيكان و نيزه محافظت مي‌كرد و مانع حركت بدن نمي‌شد . خفتان را با متصل كردن حلقه‌هاي آهني به يكديگر مي‌ساختند تا نوعي پوشش يا پارچه‌ فلزي درست كنند . جنگاوران ساكسني و نورمني لباده‌هاي زرهي بر تن مي‌كردند كه بازوها و اندام را تا سر زانو محافظت مي‌كرد . آنان كلاهخودي از جنس خفتان بر سر مي‌گذاشتند و زير خفتان جليقه‌هاي نيم‌تنه ، لايه‌دار مي‌پوشيدند . اين نيم‌تنه مانع از آن مي‌شد تا ضربات شمشير سبب شود كه خفتان مستقيماً به پوست بدن فشار آورد .


 

استفاده از حيوانات در جنگ:

در گذشته از فيل ، اسب ، الاغ و گاو اخته در جنگ استفاده مي‌كردند . اكثر اين حيوانات براي حمل سربازان و كشيدن واگن مورد استفاده واقع مي‌شدند ، اما از فيل تقريباً مثل تانك امروزي استفاده مي‌كردند چون مي توانست سربازان را زير پا له كند به علاوه كمانداران بر پشت آن سوار مي‌شدند و با ديد بهتري هدف‌ها را مي‌زدند .

يكي از قديمي‌ترين جنگ‌هايي كه در آن از فيل استفاده شد در آريلا يا اربيل كنوني ( واقع در عراق ) به سال 331 ق.م بود . در اين جنگ داريوش سوم پادشاه ايران با داشتن15 فيل ارتشي را برضد اسكندر سردار مقدوني رهبري كرد . سربازان اسكندر ابتدا با ديدن فيل هراسان گشتند اما به دليل انضباط شديدي كه داشتند از ميدان رزم فرار نكردند و جنگيدند و پيروز هم شدند .

 

استفاده از اسب در جنگ: 

اسب اين امكان را به ارتش‌هاي گذشته مي‌داد تا به سرعت جابجا شوند . از آنها براي كشيدن واگن ، تجهيزات محاصره و غارت يا حمل غنايم استفاده مي‌كردند . در ميدان رزم ديده‌وران و پيك‌ها با نشستن بر اسب خبرها را نزد سرداران مي‌بردند و دستورات آنان در باره نقشه جنگ را به ديگران ابلاغ مي‌كردند . دشمن نمي‌توانست اسب‌هاي قوي هيكل سواران اسلحه را كه در كنار هم مي تاختند و حمله مي‌كردند به آساني متوقف كند . نخستين قومي كه از اسب در جنگ استفاده كرد قوم آشور بود كه حدود 800 ق.م آن را به ميدان آوردند و براي سواره نظام و كشيدن ارابه و شكار استفاده كردند . رومي‌ها از نژاد اسب‌هاي اروپايي ، خاورميانه‌اي و آفريقايي در پرورش نسل اسب براي انجام مسابقه ، شكار ، حمله شديد و رام كردن بهره گرفتند .

 

قلعه‌ها و استحكامات: 

امروزه مي‌توان نمونه‌هاي متعددي از استحكامات دوره ماقبل تاريخ و عهد قديم را در سراسر دنيا مشاهده كرد . كساني كه آنها را بنا كرده‌اند غالباً از عوارض طبيعي زمين مثل تپه ، صخره ،‌ پرتگاه ، رودخانه ، درياچه و باتلاق براي استحكام آنها بهره‌داري كرده‌اند . هرجا چنين عوارضي موجود نبوده مردم با حفر خندق و ايجاد خاكريز و بعدها با ساختن ديوار و برج اين گونه موانع را به وجود آوردنده‌اند . سازندگان قلعه بعضي اوقات از مكان‌هاي قبلي استفاده مي‌كردند . مثلاً هنري اول شاه انگلستان ، در دهه 1120 ميلادي با استفاده از استحكامات مربع شكل و متعلق به دژ نظامي پيشين ساكسون‌هاي رومي در پروچستر واقع در همشاير ، قلعه‌اي بر فراز بلندي و محصور در ديوار بنا كرد . اكنون هم مي‌توان نماي كلي دژهاي نظامي مربع شكل رومي را در سراسر اروپا مشاهده نمود . دژ نظامي را به زبان رومي كستروم مي‌گفتند كه واژه انگليسي كسل به معناي قلعه از آن اقتباس شده است .



برچسب‌ها: سير تكاملي سلاح جنگي


 

نوشته شده توسط karim در جمعه هفتم بهمن 1390 ساعت 10:37 موضوع | لینک ثابت